جواد محدثى

76

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

كشف جوهرهء دين‌دارى و ميزان تعهّد ، در خطابه‌اى كه در منزلگاه « ذو حسم » ( و بقولى در كربلا ) ايراد نمود ، فرمود : « . . . انّ الناس عبيد الدّنيا و الدّين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درّت معايشهم فاذا محّصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون » . « 1 » مردم بندهء دنيايند و دين بر زبانشان شيرين است و تا زندگيهاشان بچرخد و آسوده باشند ، دم از دين مىزنند . امّا آنگاه كه با « بلا » آزموده شوند ، دينداران اندك مىشوند . چه آزمايشى سخت‌تر از اينكه حجّت خدا را در محاصرهء دشمنان ببينند و بخاطر دنيا طلبى و بيم از مرگ ، دست از يارى او بردارند ! به همين جهت ، وقتى امام در طول راه از بعضى يارى خواست و آنان روحيهء فداكارى و جهاد در ركاب امام را نداشتند ، حضرت فرمود كه از منطقه دور باشند ، چرا كه هر كس نداى نصرت خواهى امام را بشنود و يارى نكند ، گرفتار عذاب الهى خواهد شد ؛ « فو اللّه لا يسمع واعيتنا احد و لا ينصرنا الّا ( هلك ) ألبّه اللّه فى نار جهنّم » . « 2 » به علاوه ، آزمايش بزرگ كربلا ، براى اهل بيت و حسين بن على « ع » نيز وسيلهء قرب به خدا و ترفيع درجه بود ، آنگونه كه حضرت ابراهيم و اسماعيل با فرمان « ذبح » ، آزمايش شدند و نيز ، ابراهيم ، به فرمان الهى مأمور شد خانوادهء خود را در دشت بىآب و خشك ، تنها بگذارد ، و نيز با آتش نمروديان آزمايش شد و در دل شعله‌ها رفت . سيد الشهدا « ع » نيز هفتاد و دو قربانى به مسلخ عشق آورد ، خودش نيز « ذبح عظيم » بود و قربانى آل الله . فرزندان و اهل بيت او نيز در صحراى طفّ ، گرفتار امواج بلا و عطش شدند ، و همه در آزمايشگاه كربلا ، رو سفيد و پيروز از آزمون برآمدند و كلام حسين « ع » در واپسين لحظات ، حكايت‌گر رضا و تسليم بود « الهى رضى بقضائك و تسليما لأمرك » . در سخنرانى فاطمه دختر امام حسين « ع » نيز اشاره است به اينكه كربلا هم مايهء آزمون براى امّت پيغمبر بود و هم براى عترت . ديگران امتحان بدى دادند ، امّا اهل بيت از اين امتحان رو سفيد در آمدند : « فإنّا اهل بيت ابتلانا اللّه بكم و ابتلاكم بنا فجعل بلاءنا حسنا » « 3 » اين گونه است كه مىتوان به عاشورا ، از بعد « بلا » هم نگريست و « ابتلا » را زمينهء جلوهء بعد الهى شهيدان راه خدا دانست . زائر حسين « ع » نيز بايد تمثيلى از شدايد و رنجها و سوز و

--> ( 1 ) - تحف العقول ، حرّانى ، ص 245 ( چاپ جامعهء مدرسين ) . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 379 ، انساب الأشراف ، ج 3 ، ص 174 . ( 3 ) - رياض القدس ، ج 2 ، ص 341 .